کاکتوس

کاکتوس

تغییر جنسیت

جمعه, ۷ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۲۸ ق.ظ

محتوایی که برده بودم سر کلاس نهم، بچه‌ها دوستش نداشتند. پرسیدم «خب دغدغه و موضوع پیشنهادی خودتان برای گفت و گو چیه؟» و گفتند «درباره تغییر جنسیت صحبت کنیم». تغییر جنسیت؟!

«پ»: «ی» داره فکر میکنه، جنسیتش رو تغییر بده.

من: باشه، پس اول بیایید درباره این صحبت کنیم که چه عواملی باعث میشه یک آدم تصمیم بگیره جنسیتش رو تغییر بده.

«م»(رو به «ی»): خب بگو، چرا میخوایی جنسیتت رو تغییر بدی.

پ: خانم شاید «ی» نخواد دربارش حرف بزنیم.

«ی»: نه! من مشکلی ندارم.

من: اینجا قرار نیست راجع به فرد خاصی صحبت کنیم. می‌خواییم موضوع رو به‌صورت کلی مورد بررسی قرار بدیم.

عوامل مختلفی رو مطرح کردند و کمی دربارشون صحبت کردیم؛ تبعیض‌ها اجتماعی، کسانی که ترنس سکشوال‌ هستند، کسایی که از روی تفنن و سلیقه‌ این کار رو می‌کنند،... از تجربه‌های اطراف‌شان درباره آدم‌هایی که جنسیت‌شان را تغییر دادند، گفتند...

من: خب، اگر قرار باشه در جامعه‌ای که تبعیض جنسیتی وجود داره با تغییر جنسیت بخواییم از این تبعیض فرار کنیم باید یک پیش‌فرض رو قبول کرده باشیم و اون اینکه چنین جامعه‌ای نسبت به تغییر جنسیت نگاه بدی نداره. چون اگر قرار باشه نگاه جامعه به تغییر جنسیت نگاه بدی باشه، چه بسا خود همین تغییر جنسیت مشکلات بیشتری رو نسبت به دختر بودن در اون جامعه به وجود بیاره.

اینجوری می‌خواستم بحث رو ببرم به سمت نگاه جامعه در خصوص این موضوع. بینشون همهمه شد که آره نگاه جامعه به این مساله بده! اما خب برام مهم بود که این مساله حتما در خصوص ترنس سکشوال‌ها باشد؛ نگاه جامعه به این افراد. اصلا نمی‌خواستم وارد موارد دیگه بشم. این که یک نفر از روی تفنن می‌خواد جنسیتش رو تغییر بده برای من موضوعیت نداشت و نمی‌خواستم این نوع نگاهِ سلیقه‌ای رو برای بچه‌ها پررنگ کنم. بهشون گفتم فقط داریم درباره ترنس سکشوال‌ها صحبت می‌کنیم که وقتی تغییراتی در خودشون میدن جامعه نگاه خوبی به این‌ها نداره.
«پ»: خانم اونایی که همینجوری برای تفنن تغییر جنسیت میدن کار اشتباهی میکنن. اینا نظم طبیعت رو بهم میریزن.
من: چطور؟
«پ»: خانم درسته که علم به خیلی چیزا میتونه برسه، اما ما حق نداریم از همه دستاوردهای علم هرجوری دوست داریم استفاده کنیم. مثلا الان یک باباهه رفته جنسیتش رو تغییر داده. الانم مدل هست. دو تا هم بچه دارن. مامانهه هم خواننده هست. خب بچه‌هاشون الان دو تا مامان دارن. این بده! این بهم ریختن نظم طبیعته. آدم‌ها نیاز دارن یک مامان داشته باشن و یک بابا.

من: اوهوم. خب الان بحث ما درباره ترنس‌ها است. به نظرتون چی باعث میشه که نگاه جامعه به این افراد خوب نباشه؟ خب این آدم مگه چه فرقی داره با کسی که مشکل قلبی داره و قلبش رو عمل میکنه؟


«آ»: به خاطر مسائل دینی به این مساله نگاه خوبی نمیشه.
«پ»: نه! مراجع گفتند این افراد اجازه عمل دارن. اتفاقا از نظر دینی مشکل نداره.
من: پس چی؟
«ب»: خانم مشکل افکار سنتی خود جامعمون هست. دین مشکلی نداره با این مساله. مردم خودشون این مساله رو نپذیرفتند.
من: خود شماها با این مساله کنار اومدید؟ مثلا اگر یکی از دوستاتون دیگه دختر نباشه و از فردا پسر بشه شما رفتارتون و نگاهتون بهش تغییر نمیکنه؟ از همینجا شروع کنید دونه دونه بگید.
«ب»: نه خانم! من نه رفتارم تغییر میکنه و نه افکارم.
«د»: بستگی داره خانم. اگر اون آدم، به ما نزدیک باشه، خب سخته! افکارم دربارش تغییر نمیکنه اما یک سری از رفتارهام تغییر میکنه. نمیتونیم مثل قبل باهاش باشیم.
«ن»: خانم مثلا نمیتونیم دیگه بغلش کنیم.
«پ»: خانم من رفتارم تغییر نمیکنه. یعنی خب نمیتونم دیگه بغلش کنم، اما باهاش عجیب و غریب رفتار نمیکنم. راستشو بگم دلمم براش میسوزه.
«م»: من حسرت میخورم و ناراحتم که دوستم پسر شده. حسرت اونموقع‌هایی که دختر بود. خب وقتی دختر بود دوستیمون یک جور دیگه بود.
 اما تقریبا همشون گفتند رفتارشون با اون شخص تغییر زیادی نمیکنه.
من: خب! پس همتون میگید رفتارهاتون عجیب و غریب نمیشه و تغییر جنسیتش رو می‌پذیرید. پس یعنی اگر دوستتون یک روزی بهتون درخواست ازدواج بده، مثل خیلی از پسرهای دیگه به درخواستش فکر میکنید؟
کلاس همهمه شد. چندتاشون بدشون اومده بود.
«پ»: پس شماها الکی میگید می‌پذیریدش. اگر می‌پذیردش و خیلی باهاش عادی هستید نباید الان حالتون بد میشد از حرف خانم.
«ر»: خب معیارهای من رو نداره برای ازدواج.
«پ»: تو فکر کن همه معیارهاتو داره، پول، قیافه، تحصیلات،... فقط یک زمانی جنسیتش رو تغییر داده، همین! الانم وضعیتش مشخصه و جنسیتش رو پذیرفته. خانم همه ما که ادعای روشنفکری میکنیم خودمون هنوز با این مساله نمیتونیم کنار بیاییم.
من: خب، به نظرتون چجوری میشه با این مساله کنار اومد؟
«ب»: خانم اون آدم رو درک کنیم. خودمونو بذاریم جاش. مطمئنا دوست نداریم آدم‌ها نگاهشون با ما عادی نباشه. خب یک زمانی مریض بودیم مثل یکی که به قول شما قلبش مشکل داشته، الان خوب شدیم دیگه. چرا باید مثل آدم‌های دیگه با ما برخورد نکنند؟
من: جالبه! حتی دیگه میتونیم مثل «پ» براشون دلسوزی نکنیم. طرف از اون شرایط پا درهوایی دراومده. خوشحاله! باید براش حتی خوشحال باشیم. برای چیش دل بسوزونیم؟!
«پ»: اما خانم من میدونم برای اینکه اون آدم ناراحت نباشه، می‌پذیرمش. هنوز دلم براش میسوزه و  درون خودم سخته که همچین اتفاقی رو هضم کنم. اما بروز نمیدم یک چیزایی رو به اون آدم. اما خانم من فکر میکنم تا صد سال دیگه هم این نگاه در جامعه تغییر نکنه!
من: شاید نگاه آدم‌ها به این مساله خیلی دیر تغییر کنه! اما خب من فکر میکنم این صد سال رو میتونیم کنیم هفتاد سال، میتونیم کنیم پنجاه سال.
«س»: خانم حرف زدن درباره این موضوع خودش به نظرم یک سری چیزها رو عوض میکنه. هنوز ترس از صحبت درباره این مساله وجود داره.
من: آره! دوستتون درست میگه! حرف بزنیم. درباره این موضوع حرف بزنیم. آدم‌ها رو درک کنیم. من فکر میکنم همه این‌ها تاثیر داره در اینکه اون صد سالی که شما میگید، بشه هفتاد سال، بشه پنجاه سال.حرف زدن، درک کردن آدم‌ها،...

پی‌نوشت1: دغدغه بچه‌های این دوران تغییر کرده است. این‌که یک نوجوان از موضوعاتی مثل دوست پسر و دوست دختر که یک زمانی مساله اصلی نوجوان‌های ما بود گذشته باشد و دغدغه الانش، مسائلی چون تغییر جنسیت باشد به نظرم جای تامل دارد.

پی‌نوشت2: خوشحال بودم که شاگردهام اینقدر راحت دغدغه‌شونو گفتند. خوشحال بودم که «ی» و دوستاش راحت حرف زدند و به این فکر نکردند که ممکنه من برخورد خوبی نسبت به حرف‌هاشون نداشته باشم. شاید یعنی، خوب باهاشون دوست شدم.

نظرات  (۴)

وای فاطمه اینا چند سالشونه؟ به نظرت این مساله ایه که همشون بهش فکر میکنن؟ الان با مطرح کردن این سوال در کلاس و باز کردنش فکر نمیکنی خیلی های دیگه شون هم تمایل پیدا کنن که چنین کاری بکنن؟

من فکر میکنم تعداد کسایی که از لحاظ فیزیولوژیکی دچار اختلال هستن گروه کوچکی هستن  و اسلام فقط به اینها اجازه تغییر جنسیت داده اون هم در صورتی که با دوره های درمانی اختلالاتشون بهبود پیدا نکنه.
 به نظرم باید این موضوع رو براشون بیشتر توضیح میدادی که دلایل دیگه، موجه و پذیرفته شده نیست. به نظرم خوب بود از تبعیض جنسیتی به موضوع ورود پیدا میکردی و از اینکه ایا در صورت وجود تبعیض جنسیتی بهتره این تبعیض رو از بین بریم یا جنسیتمون رو تغییر بدیم؟
فکر میکنم خوب بود روی موضوع انسان و کرامت زن بحث میکردین. چیزی شبیه به همین چیزی که «پ» درباره نظام طبیعت گفته.
یا اصلا بحث میکردین چرا تغییر جنسیت در جامعه به سختی پذیرفته میشه؟ و این سختگیری ها به خاطر چیه؟
پاسخ:
اینا کلاس نهم هستن، میشه اول دبیرستان خودمون. پونزده، شونزده سالشونه. من چهار تا کلاس اول دبیرستان دارم، هر چهارتاشون با هم خیلی متفاوت هستند؛ دغدغه و فضای این چهار تا کلاس خیلی باهم فرق داره. تو خود این کلاس هم شاید به جز یک، دو نفرشون بقیشون از این موضوع‌ها دور نیستند. چون نمونه اطرافشون داشتند، یا خیلی درگیر خواننده‌ها و مدل‌های خارجی هستند که تغییر جنسیت میدن/دادن. اما همین دختره که همچین فکری افتاده بود تو سرش علاوه بر این مسائل دختری هست که مطالعات علمی خوبی داره تو زمینه‌های مختلف. نسبت به سنش خیلی درگیر مسائل علمی و این حرف‌ها هست و حتی ممکنه از جنبه علمی این قضیه براش جذاب شده باشه.

مریم، من در تمام مدت بحث این پیش فرض که ما داریم درباره افرادی که از نظر بیولوژیکی مشکل دارن صحبت میکنیم رو تکرار می‌کردم. توافق کرده بودیم که همینجوری الکی دلمون بخواد جنسیتمون رو تغییر بدیم اصلا تو بحث ما این جلسه موضوعیت نداره و برای ما مهم نیست این جلسه. فقط افرادی که مشکل بیولوژیکی دارند در این بحث مهم هستند. من اصلا این نگاه رو که به خاطر مسائل دیگه بریم تغییر جنسیت بدیم توشون تقویت نکردم و فهمیدم که خودشونم خیلی از این لحاظ درگیر مساله نیستند. ما درباره همون گروه کوچیک حرف زدیم. درمورد رفتارهامون با همون گروه کوچیک.
 
من یک جلسه دیگه که موضوع بحث انواع امکان‌ها بود همچین بحثی رو با این‌ها داشتم. برای همین این جلسه خیلی در مورد یک سری از مسائلی که تو گفتی گفت و گو نکردیم. موضوع اون جلسشون این بود که آیا علم میتونه هرچیزی رو محقق کنه؟ آیا یک سری چیزها اصلا قابلیت این رو دارن که علم بتونه بفهمشون و محققشون کنه؟ یکیشون مثلا گفت علم نمیتونه من رو هیچوقت پسر واقعی کنه.(میبینی ذهنشون چقدر درگیر این مساله هست؟! حتی مثال‌هاشون در موضوع دیگر هم به این مسائل میرسه) میتونه یک جورایی پسر‌بودن رو به من بده اما نمیتونه من رو یک پسر واقعی کنه(حالا من اینجا خیلی باز نمیکنم مساله رو). بعد راجع به این صحبت کرده بودیم که حتی اگر هم بتونه همچین کاری کنه؛ این کار درست هست؟ نیست؟ چرا؟ همین بحث نظم طبیعت و اینا رو اونجا خیلی بچه‌ها مفصل‌تر بحث کردن. برای همین من این جلسه به این مسائل خیلی نپرداختم.

در خصوص این که من بحث رو میبردم روی تبعیض جنسیتی، میتونستم و همچنان میتونم این کار کنم. من اون جلسه یکی از موارد بچه‌ها رو برای بحث انتخاب کردم. اون هم کسایی که مشکل بیولوژیکی دارن و به عنوان درمان این کار رو انجام میدن. من در خصوص تبعیض جنسیتی بحث خاصی نکردم.

و درمورد این که چرا در جامعه این مساله سخت پذیرفته میشه(هنوز پیش فرضمون هست دیگه، به عنوان درمان)، همین که فهمیدن مشکل، عقاید دینی نیست برای من کافی بود در مرحله اول. در خصوص موارد دیگه جای بحث هست هنوز. میگم من فقط روی یک مورد مانور دادم. چون موضوع رو هم یک دفعه پیشنهاد دادن و من باید موردی رو برای بحث انتخاب میکردم که یک کم بهتر بتونم مسیر رو باهاش ببرم جلو.
خب من فکر کردم سنشون کمتره نگران شدم.

آره اینطوری خوبه که فقط روی همین مسائل و مشکلات فیزیولوژیکی مانور دادی. این باید براشون کاملا جا بیافته که اون بازیگرها و نمونه های غربی بسیار ساده گیرانه و بعضا بر اساس خوش آمدشون دست به تغییر جنسیت میزنن در حالی که ما این مسئله رو به شکل بیماری نقریبا مادرزادی نگاه میکنیم.

راستی این مرسومه که یهو بحث رو بچه ها عوض کنن؟ نمیشه وقتی فی البداهه چنین بحثهایی میکنن موکولش کنین به جلسات بعد؟
پاسخ:
آره، این مرسومه! اولویت این کلاس ها با دغدغه بچه هاست. مثلا کلاس داشتم زنگ قبل از من امتحان داشتن، از چندتاشون تقلب گرفتن. فضای کلاس متشنج شده. خواستن درباره این مساله حرف بزنیم. یا مثلا مدرسه خواسته ببرشون سفر، پدر و مادرهاشون سخت گیری کردن، خواستن دربارش حرف بزنیم. و... همه این ها به محتوایی که من میبرم اولویت داره چون برای بچه ها معنادار هست. بعضی بحث ها رو میشه موکول کرد به جلسه بعد، اما بعضی بحث ها رو نه!
سلام فاطمه جان!
چقدر خوشحالم که بچه ها انقدر باهات راحت هستند که درباره چنین موضوعاتی صحبت کنند و چقدر خوبه که تو انقدر خوب با موضوع برخورد می کنی و بحث ها رو هوشمندانه مدیریت می کنی!

فقط خواستم یک نکته رو درباره بحثتون بگم،
افرادی که تغییر جنسیت می دهند و اصطلاحا ترنس سکشوال هستند، به لحاظ فیزیولوژیکی هیچ مشکلی ندارند و یک مرد یا زن کامل و سالم هستند.
مشکل اونها این هست که به لحاظ روانی نمی تونند با جسمشون کنار بیان و احساس می کنند جنسیتشون با جنسشون همخوانی نداره.

این مورد از این جهت جالب هست که نشون می ده جنسیت نمی تونه صرفا وابسته به جسم یا حتا برساخت های اجتماعی باشه، چرا که این افراد هم جنسشون کاملا مرد یا زن هست و هم اجتماع و خانواده همه ی تلاشش رو کرده تا جنسیت متناسب با جنس رو به اونا القا کنه اما ناموفق بودند!!

به نظرم در موضوع شناخت ماهیت جنسیت، مورد ترنسها مورد جالبی هست که چالشی برای نظریات مختلف به حساب میاد.
پاسخ:
سلام زهرا جان:)

ممنون.

درست میگی. ممنون از توضیحت. سعی میکنم مطلب رو اصلاح کنم. اما خب فکر کنم سر کلاس بچه‌ها میدونستند ترنس سکشوال‌ها چه کسانی هستند. فکر کنم من بد حرف میزدم.

آره، خیلی جالبه! من خیلی ناراحتم که تو جامعه بعضا با این افراد رفتارهای خوبی نمیشه. خیلی برام مهم بود آخر کلاسم نگاه بچه‌هام یک کوچولو تغییر کرده باشه و حتی اگر نگاه خیلی بدی به این افراد ندارند اما باز نسبت به قبل بهتر پذیرای این آدم‌ها باشن.

+من دوست دارم نتیجۀ اون مدت مطالعاتی که با بچه‌ها درباره جنسیت و این مسائل داشتید رو بدونم. چی شدید؟ دیگه منحل شد گروه مطالعاتی‌تون؟
++راستی من آدرس وبلاگت رو گم کردم:( میشه بهم بدیش دوباره؟
فاطمه جون اون مطالعاتمون در حد مرور ادبیات باقی موند و دیگه نتونستیم با جایی ادامه بدیم، اما گروهمون منحل نشده! داریم تلاش می کنیم کار جدیدی رو به امید خدا در همین راستا شروع کنیم.


متاسفانه یا خوشبحتانه وبلاگی دیگه در کار نیست! با اشکالی که برای بلاگفا ایجاد شد کلش نابود شد...
پاسخ:
انشاالله...


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی