کاکتوس

آیینه‌داری

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۶ ب.ظ

دیروز چند تا از کلیپ‌ها و آهنگ‌های گروه one direction را دیدم و گوش دادم. بهار برایم نوشته بود که گوش بدهم‌شان. نوشته بود فیلم Twilight را هم ببینم. سرچ کردم و دیدم،  بعله! به خاطر بازیگر مورد علاقه‌اش است این اصرار؛ Edward Cullen. یک بار هم سر کلاس بحث هویت بود و اسم‌هایشان را عوض کرده بودم و خواسته بودم  بگویند که مثلا وقتی پارمیدا را گوهرشاد صدا می‌کنم(و چقدر این اسم را من دوست دارم، مثل طوبا) آیا پارمیدا دیگر آن پارمیدای قبل نیست یا هست، که بهار خواسته بود اسمش را ادوارد صدا کنم. از همان‌ زمان فهمیدم ادوارد را دوست دارد. بعدترش آخرهای سال یک رمان داده بود دستم که در همان لحظه ابتدایش را بخوانم. نشسته بود کنارم تا بخوانمش. با کلی ذوق پرسیده بود «قشنگ بود؟». رمان هم یکی از کتاب‌هایی بود که الان فهمیدم همین Twilight را از روی آن ساخته‌اند و عکس روی جلد کتاب هم که عکس ادوارد بود.
آتنا هم یک روزی یکی از زنگ تفریح‌ها سالن را از انتها دویده بود سمتم و یک رمان ترسناک چهارصد صفحه‌ایِ نوجوان گذاشته بود در دستم و گفته بود: «خانوم، اینو بخونید. خیلی قشنگه.» گفته بودم فرصتش را ندارم. اصرار کرده بود هر چقدرش را توانستید.
هیوا هم یک روز آمده بود و گفته بود Vin Diesel را دوست دارد و یک لیست برایم نوشته بود از فیلم‌هایی که وین دیزل بازی کرده بود و نکرده بود تا ببینم؛ The man of steal, Fast & Furious, The pacifier, The gardians of the galaxy, X-Men و جودی آبوت.
لیلی در محرم آمده بود و به یکی از مراسم‌های تعزیه‌خوانی بزرگ تهران که پدرش از بانی‌هایش بود دعوتم کرده بود و از مراسم و زیبایی‌اش و حالش گفته بود و اصرار کرده بود حتما حضور پیدا کنم.
ریحانه وقتی فهمیده بود تولدم با روز تولد زانیار خسروی یکی است؛ کلی ذوق کرده بود و شروع کرده بود تند تند از زانیار برایم گفتن. آخرش هم پرسیده بود: «خانوم شما آهنگ‌هاشو دوست دارید؟».
آتنا روز دیگری آمده بود و خواسته بود حتما در فستیوال رقصش شرکت کنم و کارش را ببینم.
این‌ها را گفتم که چی؟ اینکه یک بار امیرحسین کامیار در پلاسش نوشته بود: «
رولان بارت در کتاب معرکه‌اش، اتاق روشن، وقتی در بارۀ عکاسی حرف می‌زند می‌گوید پسِ پشتِ هر عکسی تمنای بیا ببین نهفته است. ما عکس می‌گیریم تا آن را به دیگری نشان دهیم. و آن دیگری برای ما خاص است. او کسی است که ما تمنای دیده شدن توسط او را داریم. حالا به گمانم این را می‌شود به عاشقی، به رابطه هم تعمیم داد. زیبایی با شریک شدن است که برکت می‌یابد. هر یک از ما در زندگی‌مان گوشه‌هایی داریم که زیبا می‌پنداریم‌شان. برای یکی ادبیات است، برای آن دیگری سینما، آشپزی، تنانگی، موسیقی، خلاقیت و...
بعد فکر کن چه غمگین روزگاری است آن دم که تو نتوانی این زیباترین زاویه‌های جانت را با یار و محبوب شریک شوی. نشود که به او بگویی این جمله را ببین، این شعر را بخوان. گوش کن، این موسیقی را بشنو، این قاب‌بندی را ببین، این رقص را دریاب. انگار ناگهان کل آن زیبایی بر هدر است، زیبا بودنت دیده نشده، به رسمیت شناخته نشده و در مهی مبهم گم شده است. تو گم شده‌ای و اشتیاقت گم شده، چون خوش‌مان بیاید یا نه ما برای تماشای شوق، برای لمس برکت زیبایی به آیینه محتاجیم و به آیینه‌دار.»*.
من وقتی کلیپ One direction را میدیدم، می‌فهمیدم بهار همیشه موهایش را شبیه یکی از خواننده‌های آن گروه درست می‌کرده و آیینه‌ و آیینه‌دار شده‌ام برایش. برای آتنا و ریحانه و هیوا و خیلی‌های دیگرشان نیز. دوست‌داشتن‌هایشان را خواسته‌اند با من شریک شوند تا دیده شوند. و آن وقت که می‌پرسیدند آیا من هم مثلا سوئیفت تیلور یا وین دیزل یا کلون ادوارد را دوست دارم یا نه، اگر ندارم بازیگر مورد علاقه‌ام کیست، کدام گروه موسیقی را دوست دارم، می‌خواسته‌اند من هم آن‌ها را شریک کنم. آیینه‌ای بدهم دست‌شان و آیینه‌دار شوند. و خب همیشه هم فقط شوق به دیده شدن نداریم، گاهی دوست داریم دیگرانی شوق دیده‌شدن داشته باشند برای ما. گاهی ما بشویم آیینه‌دار دیگران.

دخترها و پسرهایمان را ببینیم. تمنای دیده شدنشان را درک کنیم. برایشان یار شویم و آیینه‌هایی خوب. حتما آیینه‌ای هم  دست‌شان بدهیم و چیزهای خوبی را در آیینه برایشان به نمایش بگذاریم. نیاز دارند به آیینه داشتن و آیینه‌دار شدن.


*متن کامل آقای کامیار را از اینجا می‌توانید بخوانید.

  • ۹۶/۰۳/۱۵
  • فاطمه نظریان

نظرات  (۴)

متن قشنگی بود، دوستش داشتم :)
پاسخ:
قربانت. *:
  • میثم علی زلفی
  • در پس آینه طوطی صفتم داشته اند
    آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم .....
    پاسخ:
    :|
  • مهتابگردان ...
  • :)
    پاسخ:
    :)
    عالی بود.
    حرف نداشت :)
    پاسخ:
    متشکر.
    خودتون حرف ندارید. :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی