کاکتوس

نقش آزادی در تربیت کودکان

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۴ ب.ظ

«خوب دقت کنید؛ نقش خدا به عنوان مبدأ هستى و آفریدگارِ فعّـالٌ لِمـا یریـد؛ نقش پیامبران به عنوان رهبران و راهنمایان امت؛ نقش امام به عنـوان زمامـدار و مسئول امت و مدیر جامعه؛ همه اینها نقشى است که باید به آزادى انسان لطمـه وارد نیاورد. اگر این نقش‌ها بخواهد به آزادى انسان لطمه وارد بیاورد بر خـلاف مشیت خدا عمل شده است. خوب، حالا شما، اى پدر و اى مادر، مـی‌خـواهى درباره فرزندت چگونه نقشى داشته باشى؟ و شما اى معلـم و شـما اى مربـى، می‌خواهى درباره این دخترکان و پسرکان چگونه نقشى داشته باشى؟ آیـا شـما می‌خواهى سلب‌کننده آزادى و اختیار بچه‌ها باشى، و تازه اسـمش را بگـذارى دلسوزى و تربیت؟! «من خیلى پدر خوبى هسـتم؛ نمـی‌گـذارم بچـه‌ام چـپ و راست بـرود و خطـا بکنـد»! «خیلـى مـادر دلسـوزى هسـتم، آنقـدر مراقـب کوچکترین حرکات بچه‌ام هستم که نمی‌گذارم و این و طرف و آن طرف برود»! «چه مدرسه خوبی آنقدر مراقب بچه‌ها هستند که بچه‌ها امکان تخطی از این طرف و آن طرف ندارند»! آفرین بر من و تو مسلمانِ پیرو قرآن کـه ایـنقـدر کج‌ فکر می‌کنیم! می‌گویم قرآن می‌گوید اگر خدا می‌خواسـت اینهـا مشـرک نشوند برایش کارى نداشت؛ مشرک نمـی‌شـدند. خـدا خواسـته آنهـا امکـان مشرک شدن داشته باشند. خدا به پیغمبرش مـىگویـد، «اَفَاَنـت تکـره النّـاس حتى یکونوا مؤمنین؟»(1)؛ تو می‌خواهى مردم را مجبور کنى مؤمن باشـند؟ تـو براى این رسالت نیامدى. حالا تو، پـدر و تـو مـادر، مـی‌خـواهى بچـه‌ات را مجبور کنى که مؤمن باشد؟ و تو معلم و مربى می‌خواهى این بچه را مجبـور کنى مؤمن و خوش‌رفتار باشد؟ قیمت این آدمک‌هاى مصـنوعىِ ظریـفِ زیبـاىِ دلربا از قیمت یک مجسمه قشنگ بیشتر نخواهـد بـود. بیاییـد همـه بـا هـم تصمیم بگیریم بچه‌هایمان آدم باشند. آدم باشند یعنى چه؟ یعنى مختار باشند.

آگاه و مختار. نقش ما و شما نسبت به این بچه‌ها باید نقش کمک باشد؛ نقش فراهم‌آورنده زمینه‌هاى بیشتر براى رشد سریع‌تر و سالم‌تر و سرراست‌تر باشد، نه نقش استادکار قالب‌سازى که می‌خواهد این استعداد نرم و لطیف کودک را در یک قالب خشن بریزد و از او یک موجود قالبى بسازد.

من نمی‌دانم در مدارسى که با صبغه اسلامى کار می‌شود عملاً به این اصـل مهم تربیتِ انسانِ آزادمرد ـ آزادمردان و آزادزنان واقعى ـ تـا چـه انـدازه توجـه می‌شود و تا چه اندازه بـراى ایـن نقـش و ایـن پـرورش امکـان عمـل فـراهم می‌شود؛ ولى لااقل می‌توانم عرض کنم که اگر می‌خواهیم در راه اسـلام باشـیم و با صبغه اسلام بچه‌ها را تربیت کنیم، تعلیم اسلام این است. در نظام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی اسلام مسأله بزرگ و اساسی، مسـأله‌ا‌ى کـه نقـش تعیـین‌کننـده و شکل‌دهنده دارد، این است که انسـان‌هاى پویـاى آزادى بسـازد کـه بـا انتخـاب خویشتن به راه حق، بـه راه خـدا، بـه راه پـاکى و فضـیلت و تقـوا درآینـد(2)«.

 

(1)سوره یونس(109)، آیه 99.

(2)«نفش آزادی در تربیت کودکان»، شهید محمد حسین بهشتی. .

  • ۹۶/۰۳/۳۱
  • فاطمه نظریان

نظرات  (۳)

  • میثم علی زلفی
  • سلام
    میشه بگید دقیقا کجای این نوشته از کتاب نقش ازادی در تربیت کودکان است
    آیا برداشت خودتون رو نوشتید یا عبارت ایشان رو آوردید؟؟
    پاسخ:
    سلام
    کل نوشته عین عبارت کتاب است. صفحه 17-15 کتاب.
  • میثم علی زلفی
  • با تشکر از مطلب خوبی که نوشتید
    با توجه به اینکه این بخش از کتاب، سخنرانی پیاده شده شهید بهشتی است و انسان ها در سخنرانی ها دقت های علمی مناسب را نمی کنند. ضمن تایید نیاز کودک به آزادی و اختیار برخی قسمت های این نوشته را که احتمال دارد موجب بدفهمی مفاهیم دینی باشد توضیح می دهم. ان شاء‌الله

    1- در ابتدا، بیان سخنرانی ایشان به گونه ای است که به نظر می رسد که نقش راهنمایی و هدایت را نقش امامت نمی دانند اما اینگونه نیست و تنها تفاوت امام و نبی در ادعای نبوت است! یعنی راهنمایی و هدایت جزء شئونات امام است اما به مقتضای زیبایی سخن در کلام شهید بهشتی اینگونه بیان شده است.

    2- این عبارت ایشان «اگر این نقش‌ها بخواهد به آزادى انسان لطمه وارد بیاورد بر خـلاف مشیت خدا عمل شده است.»
    منظور از آزادی به هیچ وجه آزادی منصرف امروز جامعه ما که بعضا رنگ و بوی آزادی غربی است نیست. بلکه صرفا یک مشترک لفظی است.
    همانطور که خود شهید بهشتی توضیح می دهند در ادامه منظور از آزادی اختیار است ولذا آنچه نافی مشیت خداست نفی اختیار است نه آزادی (دقت کنید)
    تازه این نفی اختیار به نحو مطلق نفی مشیت خداست نه نفی جزئی اختیار!

    3- با توضیحات داده شده معلوم شد که منظور آیات هم نفی مختار بودن انسان است نه نفی آزادی یعنی نمی توانی مجبورش کنی( درمقابل اختیار) ایمان بیاورد نه اینکه نمی توانی محدودش کنی (که در مقابل آزادی است)

    بنابر این اگر نویسنده وبلاگ از این نوشته قصد اثبات آزاد گذاشتن بچه ها را داشته باشد که بسیار بعید است از این نوشته چنین چیزی اثبات نمی شود اما اگر منظور مختار گذاشتن کودکان است اصل این مختار گذاشتن اثبات می شود اما حدود و اندازه ی ازادی در استفاده از اختیارش از این نوشته معلوم نمی شود.

    باز هم تشکر از شما
  • قاسم صفایی نژاد
  • خیلی کتاب خوبیه
    پاسخ:
    بله!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی