کاکتوس

کاکتوس

مسخره کردن حق بچه هاست

پنجشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۳۳ ب.ظ
امروز در جلسه ی گروه یک حرف خوب را طور دیگری میشنیدم.
آقای نون: خندیدن حق بچه هاست تو کلاس های ما.
سین: اما مسخرمون نکنن دیگه.
آقای نون: مسخره کردن هم حق بچه هاست. بچه ها حق دارند ما را مسخره کنند. الان بچه ها شدیدا از جوانب مختلف مورد فشار قرار می گیرند و ریشه ی این مسخره کردن ها آن فشارهاست و حق دارند ما را مسخره کنند. ما باید اتفاقا در کلاس هایمان  از این فرصت ها در جهت عقلانی(rational) کردن استفاده کنیم و خوشحال باشیم. ما باید کاریزما داشتن به روش معلم های سنتی را در خودمان بشکنیم. کاریزمای ما جور دیگری تعریف می شود. ما کاریزمایمان را از بچه ها می گیریم؛ از طریق احترام گذاشتن به آن ها و کلاسشان.

پی نوشت: امروز نمیتوانستم در جلسه حضور فیزیکی داشته باشم و یک جلسه ی سه و نیم ساعته را به صورت آنلاین حاضر شدم. کلاس های تابستان مدرسه را اجبارا کنسل کرده بودم و یک چیزی حدود دو ماه بود که دوستانم را ندیده بودم. با اینکه دلم خیلی خیلی برای دوستانم تنگ شده بود و مثلا دوست می داشتم سین را بغل کنم و دستانش مثل همیشه پشتم را نوازش کند. یا دستان یاء دستانم را محکم بفشارد. یا... اما در همین حد که صدا و خنده هایشان را میشنیدم و از خوردنی هایی که می خوردند، برایم تعریف می کردند و می خندیدند نیز خوشحال بودم و راضی. فکر کنم برای اولین بار تکنولوژی را به طور آگاهانه در لحظه دوست می داشتم و مهیا کردن حتی این اندک باهم بودن را ازش سپاس گزار بودم.
  • ۹۴/۰۵/۱۵
  • فاطمه نظریان

نظرات  (۴)

سلام
چه حرف درستی!
چنین سعه ی صدری ام آرزوست!

پاسخ:
سلام.
بله!
داشتن چنین سعه ی صدری واقعا سخته. من خودم به شخصه خیلی بهم برمیخوره بچه ها سر کلاس از این کارها کنن. چیزی نمیگم و سعی میکنم به عنوان یک فرصت به ماجرا نگاه کنم اما خیلی ناراحت میشم و بهم برمیخوره. ولی آقای نون اصلا اینجوری نیستن و من به شخصه همیشه به آرامش و صبرشون غبطه خوردم.
  • میثم علی زلفی
  • سلام
    با این قسمت حرف موافقم
    «ما باید اتفاقا در کلاس هایمان  از این فرصت ها در جهت عقلانی(rational) کردن استفاده کنیم و خوشحال باشیم.»
    اما
    آنچه در قرآن و روایات آمده است. نشان از ناحق بودن مسخره کردن در 99.9 درصد موارد دارد. و آن یک دهم درصد هم در جایی است که تمسخر سبب بیداری شخص می شود و لذا مسخره کردن یک حق نیست.
    اما برای توضیح اینکه چرا مسخره کردن دیگران برای یک مربی فرصت است در جهت عقلانی(rational) کردن باید بگویم:
    قرآن کریم در ماجرای کشته شدن یکی از بنی اسرائیل و پیدا کردن آن توسط حضرت موسی یک دیالوگی را نقل می کند که علما درباره ی آن توضیحاتی داده اند.
    حضرت موسی برای اینکه قاتل پیدا شود دستور می دهد تا گاوی را بکشند و دم آن را به مرده بزنند تا زنده شود و قاتلش را معرفی کند.
    بنی اسرائیل از این کار عجیب تعجب می گمم و می گویند:«قالو اتتخذنا هزوا» ای موسی ما را مسخره کرده ای. حضرت موسی در جواب می گوید:« اذ بالله ان اکون من الجاهلین» به خدا پناه می برم که از جاهلین باشم.
    یعنی مسخره کردن ریشه در جهل انسان دارد. انسان هرچه مسخره پیشه تر جاهل تر.
    برای یک مربی مسخره کردن های بچه ها و حتی بزرگتر ها یک فرصت است چون پی به جهل آنها می برد و می تواند برای درمان این جهل اقدام کند.
    بنابر این مربی می تواند به بچه ها اجازه دهد تا در کلاس خود را بروز دهند و احیانا در بین این آزادی کسی یا چیزی را هم مسخره خواهند کرد.
    در این حالت «ابراز عقیده برای فهم»، یک حق است نه مسخره کردن. اما بچه ها و حتی بزرگتر ها چون غالبا عقاید خود را بامسخره کردن مابقی مطرح می کنند. جهل خودشان را نیز آشکار می کنند.
    فلذا مسخره کردن یک حق نیست ولی فرصتی ایجاد می کند برای اصلاح یک جهل.
    پاسخ:
    سلام.
    خب ما هم مسخره کردن را به حق نمیدانیم که اگر اینطور بود اصلا در صدد عقلانی کردن ماجرا بر نمی آمدیم. حرفی که نوشتم یک قید دارد، «با شرایطی که بچه ها دارند» حق دارند مسخره کنند. یکی از آن شرایط اینه که قضیه برایشان رشنال نیست و وقتی قضیه رشنال می شود از طریق کار ما دیگر آن شرایط قبلی حاکم نیست و مطمئنا قضیه در خصوص محق بودن/نبودنشان در خصوص مسخره کردن «متفاوت» می شود.

    +آقای نون خودشان از پیامبر و کارهایی که باهاشون می کردند برامون مثال می زدند در خصوص مسخره کردن و سعه ی صدر داشتن.
  • میثم علی زلفی
  • بنده هم منکر سعه صدر مربی و غیره نیستم. قبلتر هم گفتم بچه ها حق بیان نظرشان را دارند نه حق مسخره کرن. گاهی بیان نظر در قالب مسخره کردن اتفاق می افتد که خود کار غلطی است. و باید اصلاح شود.
    اینکه پیامبر صلوات الله علیه مسخره می شدند و تحمل می کردند چیزی است و اینکه مسخره کردن را حق دیگران بدانیم چیز دیگری است. مسخره بودن یک مسئله در نظر شخص چیزی است و مسخره کردن آن چیز دیگری.
    ظاهرا مطلب را با عجله خوانده اید بنده نوشتم مسخره کردن ریشه در جهل دارد. آن وقت شما باز می گویید وقتی قضیه برای بچه ها رشنال (عقلایی ) نیست حق بودن یا نبودن مسخره کردن متفاوت است.
    اصلا ریشه مسخره کردن عقلایی نبودن در نظر شخص است چه کوچک باشد چه بزرگ. پس قضیه برای کوچک و بزرگ فرقی نمی کند.
    این عقلایی نبودن می تواند ریشه در جهل شخص داشته باشد یا در علم او. که در هر دو حالت اجازه ی (حق) مسخره کردن وجود ندارد چرا که حود مسخره کردن عمل جاهل است.
    پاسخ:
    من نوشته تان را با عجله نخواندم.
    من فکر میکنم مشکل ما سر «حق» است.
    ببینید وقتی من میگم بچه ها(اتفاقا بحثم فقط بچه ها هستند چون فقط رشنال نبوذن باعث مسخره کرذن هایشان نمی شود گفتم که بچه ها دارند فشارهای زیادی را تحمل می کنند که این فشارها علاوه بر آن جهل می تواند عامل مسخره کردن هایشان باشد، فشارهایی که نباید برای یک بچه وجود داشته باشد)حق مسخره کردن دارند به این معنا نیست که اگر بچه ای کسی را مسخره نکرد حقی ازش سلب شده. به این معنا است که اجازه ی مسخره کردن را با توجه به شرایط و جهلی که دارد می تواند داشته باشد و نباید مورد مواخذه قرار بگیرد.
    اصلا بحث، بحث ارزشی نیست که بگیم مسخره کردن بچه ای با شرایط خاص و جهلی که دارد خوب است یا بد. ببینید اگر یک نفر در شرایط غیرعادی باشد و مثلا جنون ادواری بهش دست دهد و کسی را به قتل برساند نمی گوییم او کار بدی کرده است، اصلا کارش قابلیت این را ندارد که خوب بودن یا بد بودن را بهش نسبت بدهیم، مثل این است که داشتن اختیار را به قاشق نسبت بدهیم. در اینجا هم من همینطوری فکر می کنم. بچه ای که شرایط خاصی دارد و مسخره کردن برایش رشنال نشده، مسخره کردنش بد نیست(حتی خوب نیست) و کارش طبیعی است.
    منظورم از اینکه بچه ها حق مسخره کردن دارند مجموعه ی توضیحاتی بود که در بالا دادم. منظورم از «حق» را گفتم و حتی گفتم بحث اصلا تعیین ارزش کار نیست. 
  • میثم علی زلفی
  • سلام
    ببخشید چند روزی سفر بودم تاخیر شد
    بنده حرف هایم را نوشتم
    به نظرم اگر به معنای رشنال (عقلایی) و علل مسخره کردن توجه شود حرفی که بنده زدم روشن می شود.
    بنده صحبت از ارزش و غیر ارزش نکردم.
    به نظرم مسخره کردن نمی تواند به خاطر فشار باشد. چون هیچ مثالی را نمی یابم که ریشه اش به جهل بر نگردد. اگر شما می دانید بیان کنید
    ضمن اینکه با این بیان شما می شود برای تمام کارهای بچه توجیح آورد و آن را حق دانست. مثلا فحش دادن یا  دشنام دادن حق بچه هاست چون تحت فشار قرار دارند. و مثل این ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی